از نوشتن تا هنر نویسندگی (3)

 

به نام صاحب زیبایی ها

 

پورنوگرافی ،مستقیم و بی واسطه است  واروتیسم پدیده ای است غیر مستقیم وغیرصریح . در اروتیسم فاصله ای حیاتی و قضاوتی در مورد انگیزه های جنسی وجود دارد ،حال آن که در پورنوگرافی قضاوتی در کارنیست آن گاه که بی  پردگی عمل جنسی از صافی تخیل می گذرد ،تبدیل به اروتیسم  می شود  ،       آن گاه که چنین اتفاقی نمی افتد پورنوگرافی می شود .

(آلن روب گری یه / فرانسه )

طرح بحث های نوشته ضد ارزشی و کنار گذاشتن آن از دسترس مخاطب همواره ازسوژه های جنجال برانگیز درمیان صاحب نظران و اهالی هنر بوده است .گاه تنها به دلیل اعمال همین ممیزی ها نویسنده  به قلمرویی به نام ادبیات مهاجرت پای گذاشته است .

این گزاره که " نوشته ضد ارزشی است " با چه ملاک هایی کاربردی صحیح و به جا دارد ؟

برای بحث درباره این موضوع به سراغ پاسخ سوالی رفتم . چرا رسانه های دیداری در غرب به نمایش بخش هایی ازحیات مادی انسان می پردازند که در فرهنگ ما از آن به نام تابو یا خط قرمز یاد می شود ؟  آیا مقاصد آن ها در ترویج ضد اخلاق خلاصه می شود ؟

مساله پورن به عنوان یک نیاز و امری غیر قابل اجتناب در حیات هر موجود نهادینه شده است . گریز ازاین مساله انکار ناشدنی و قرار دادنش در چهارچوبی   به نام تابو از توجه به آن چیزی را کم نمی کند به عکس  پافشاری بیشتر برای دقیق شدن در مساله را تشدید می کند .

رسانه خاص این مسایل به مخاطبش با سلیقه ها و گرایش متفاوت می نگرد، نگاهی محدود و در چهارچوب تعریفی از پیش تعیین شده ندارد یا بهتر این که صرفا در حوزه تخصصی اش عمل می کند قصد از بیان این جملات تنها تعریف مساله است به هیچ عنوان هدف ارزشیابی و کنارگذاشتن اخلاقیات نیست .  

زمانی که نوشته در قالبی به نام داستان بسته می شود طبیعی است که باید در چهار چوب خودش با آن برخورد شود . ملاک های عرفی  و اجتماعی و... را نباید به عنوان عاملی بازدارنده در نظرگرفت .

جامعه کنونی ایران تعارض های بسیار گسترده ای با ملاک های بالا وهم چنین سنت خود داشته و تاکنون موفق به حل این بحران و ارایه رویکردی صحیح نشده تاثیر این امر به مراتب مانع از بروز تحول وطرح   مباحث  نو ، مدرن و پسا مدرن داشته است .

اما نویسنده ما چه کار کند . خود او درداستان فریاد نمی زند ،این کاراکتر اوست ، شخصیتی که نمونه های واقعی و عینی کم ندارد که آراسته به صفات مذموم اخلاقی است .مگر می توان از جنبه حقیقت مانندی گریخت و مخاطب را ... پنداشت .

هستند آن دست نوشته هایی که یا تکیه بر منفی گرایی صرف داشته  یا درجهت مخالف با ادبیت و هنر  و به قصد مقاصدی خاص نگاشته می شوند که در بحث ما جایی ندارند. آن چیزی که باید و منطقا در جای خود به کار برود را به کار برد و بیان این مطلب که برای هرمخاطب با هرنگرشی مفهومی به نام حق قایل شد .

ادامه دارد

موفق و نویسا باشید

امین موسی وند

 

/ 18 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهراسالاری

سلام... نوشته هاتون مثل سریال شده همش ادامه داره:) ممنون خیلی خوب بود منتظر قسمت بعدی...:)

ندا

سلام مرسى از خبر رسانى،خواندم و استفاده بردم،البته اين معضل و حتى ميشه كفت كوته فكرى بعضي ها،در خيلى از زمينه هاي ديكر هم مشهود است. قلمتان جاويد

دنیا

سلام. مطلب جالبی بود. منم از نوشتن خوشم میاد بشرط اینکه هنر نوشتن داشته باشیم. [گل]

یاس جعفری

سلام وبعد ...عالی بود منتظرتم...[گل]سایه ای منتظر ماست که سالی برسیم چشم در چشم حقیقت به خیالی برسیم

درقلمرو داستان

درودبرشما دوست گرامی.خیلی سپاسگزار از نقد ونظرتون.با افتخارلینک شدید

ستاره کلهر

به هر حال پرنوگرافی سبکی‌است که تا حدودی جا هم باز کرده است و مخاطبانی هم دارد.حق با شماست اگر داستانی چارچوب و ساختمان داستانی دارد باید با او به گونه نقد داستان برخورد کرد.به هر حال من نه به عرف کار دارم و نه به شرع و نه جامعه،داستان نیمی از وجود پنهان من است و وقتی می‌خوانم فقط برای خودم هستم.من به شخصه علاقه‌ای به این سبک نوشته‌ها ندارم.به هر حال سلیقه‌ایت و هر چیزی که با روحیه‌ام سازگار نباشد را نفی نمی‌کنم،اما حذف می‌کنم. زنده باد...

مریم

ممنون از دعوت تون. شمام کارای منو ببرید زیر ذره بین خوشحال میشم!

وحیدنجفی

سلام دوست عزیز ... ممنون از دعوتت ... خواندم . حرفی نیست ... سلام یعنی خداحافظ

فریده فهیمی

درود . سپاس از دعوت ات . استفده کردم ولذت بردم . لطف کن کارهامو ببر زیر ذره بین .قطعا چراغ راهم خواهد بود .