از نوشتن تا هنر نویسندگی (1)

 

به نام صاحب زیبایی ها

 با یادی از زنده یاد عسل بدیعی (حیاتش جاودانه)

آیا لازمه نوشتن تنها داشتن قریحه و استعدادی ذاتی است ؟

پاسخ به این سوال خود بحث های مختلفی را مطرح می کند . چنان چه جواب مثبت باشد پس دیگر نیازی به پرورش این استعداد نیست . رشد و رسیدن به بلوغ در مسیری خاص ، از پیش تعریف و تعیین شده شکل می گیرد .اما فرد با مراجعه به کارگاه یا هرمکان که تاثیر به سزایی در بارورکردن هرچه بیشتر داشته گام هایی به مراتب تاثیرگذار بر نمی دارد ؟

به عقیده ی من دراین مساله با دو مفهوم سر و کار داریم ، از یک سو خود مقوله نوشتن است و دیگر گذراندن فرآیندی مرتبط برای افزودن به کیفیت داشته ها است . فرضیه آموزش در جهت قلم زدن به شیوه ی خلاقانه قابل تحقق است ؟ ناخود آگاه هنرمند در گذر زمان و موقعیت های مختلف و مرتبط ، صورت آشکاری از این دانش نهفته آشکار می سازد . ادامه و رسیدن به افق های تازه تر بستگی به راهبردی دارد که تنها از یک ذهن آگاه و هدفمند برمی آید . گزاره پایانی بدین معناست که گام های  موفق خود قبول شرایطی دشوار را ایجاب می کند .          

"من برای دل خودم می نویسم "گاها و درمحافل مختلف از سوی عده ای مطرح است . این جمله به عنوان یک دیدگاه پذیرفته است اما نه درموقعیتی که فرد قصد دارد تا هنرش را عرضه کند و گزینه مهمی به اسم مخاطب ، گوش های تحریک پذیرو سرانجام حق اظهار نظر او را برانگیزد .

در تکمیل نوشته های قبل تر به نظر من هیچ گاه یک کارگاه یا انجمن یا هر عنوان دیگری بر هیچ اساس قادر نیست تا نوشتن خلاق را به فرد آموزش دهد .در این فضاها چنان چه ایده آل ها مراعات شود تلاشها صرفا در جهت نوشتنی بهتر از قبل صورت می پذیرد .

ویژگی ها یا حداقل های یک نویسنده که با جزییات کامل تر آشنایی ندارد چه می تواند باشد ؟

مرحله پیش از کارگاه

با ذهنی بارور شده درگذر جریان های مختلف دیداری و شنیداری مثل (کتاب ،سینما ،اجتماع ، مردم و مسایل مرتبط با هریک قادر به نوشتن نوشته ای هرچند ساده اما متفاوت از یک فرد معمولی باشد )

زندگی را همواره از دریچه تعلق خاطر و وابستگی به هنرش نگاه کند تا به دنبالش بخش اعظمی از لحظاتش چون تکلیفی اجباری اما از روی اشتیاق و رغبت بالا وقف کارو پرداختن به هنر نویسندگی  و امور مرتبط با آن شود .

ادامه دارد ...

موفق و نویسا باشید

امین موسی وند

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راضیه مقدم

سلام آقای موسی وند نوشته شماراخواندم. موارد اشاره شما کاملا منطقی وتاحدودی درست است.اما مطلق نیست. ببخشید وامیدوارم ناراحت نشوید - نمی دانم چراشما از جلسات کارگاهی تصویر ذهنی خوبی ندارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ متاسفانه ضعف ما در چند چیز است.یکی کم کاری وعدم ممارست. ببینید نویسندگان مطرح سالها راوقت جدی کارکردن درداستان می گذرانند.تجربه شخصی کسب می کنند و... ولی ما!!!!!!! در نهایت همینی می شود که دربیشتر جشنواره ها دیده می شود.موضوعات سطحی فاقد نقطه دید عمیق وعدم دستیابی به جهان بینی . موفق باشید. انتظار داشتم داستانی از شما رابخوانم!!!!!!!!!!

sogand

سلام جالب بود موافقم .ممنون از حضورتون .[لبخند]

ستاره كلهر

درود بر شما واقعن جالب بود.ممنونم جناب استفاده كردم.هماره نويسا باشيد.

زهراسالاری

سلام سپاس استفاده کردم... درباره تأثیر کارگاه ها نمیشه به طور مطلق نظر داد برقرار و مانا باشید