سلام

به نام خدا

 

مرسی ازدوستان عزیزی که اومدند و دیگاه های سازنده ی خود رادر وبلاگ داستان های من بیان کردند .

معمولا عرف من براین هست  که پاسخی درقبال اظهار نظرها بیان نکنم .اما مساله ای که برای دوستان ازچند نوشته گذشته تا کنون مطرح بوده به کاربردن دیالوگ هاست که ظاهرا بعضی آن را با اصول داستان مغایرمی دانند .ضمن احترام به نظر همه ی دوستان و شاگردی آنها باید گفت که درداستان نویسی برای دوری ازاشتباه فاحش هرجا که دیالوگ به ذکرشخص نیاز دارد باید آن را درنوشته آورد .این حرف من نیست بلکه نظر بزرگان و چیزی است که در تئوری های مختلف  داستان به آن اشاره شده است  .

دراینجا لازم می دانم از کسی حرف به میان بیاورم که شنیدن نام زیبای او البته با باطن و سرشت چند برابر زیبایش هرچند تکراری شده برای من خالی از لطف بی کران نیست .

دوست عزیزی که دراین مدت کوتاه آشنایی به اندازه ای به وجود خالصش ایمان آوردم که با تک تک سلول های وجودم می گویم که بین او و حمید موسی وند (برادرعزیزم ) نمیتونم هیچ فرقی قایل باشم.

سروش ستایش عزیزم.وجودی که  زبانم از توصیفش به لکنت افتاده .

به زودی خبرهای خوشی ازاو ، من و دیگر دوستان  به گوش همه خواهد رسید .

 

شما را به خوانش اولین نوشته مرضیه نظامی (دخترعمه بزرگوارم ) دعوت میکنم .

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 12 بازدید
انجمن سرو

[گل]