و مرگ ...

 

به نام صاحب زیبایی ها

 

به ما ضربه سختی میزند ، از آن حرف زدند یا به چشم دیدیم . من هم روزی به وضعیت اودچار می شوم ؟

شب ها از همه دغدغه های زندگی ساختگی رهایی یافتی . محکوم به پذیرش آن هستی و بهترین زمان برای فکر کردن به آن است .

سوال های مختلف و بی پاسخی به همراه دارد . آیا به همین صورتی که هستم و شناخته می شوم باقی خواهم ماند ؟ در زیرانبوه خاک سرد باید فشاری تحمل کرد؟ درشمارش معکوس پایان ،آنچه می توان دید یا شنید روی کاغذ می آید ؟ زندگی که در آن همه محکوم به مرگ هستیم چه ارزشی دارد ؟

به خودکشی فکر کرد. اصلا چطور می توان جرات این کار را به دست آورد راه رسیدن به آن سخت یا آسان است ؟ آیا آن ها بدون هیچ دردی اقدام به این عمل کردند ؟

هدایت بیست و هشتم بهمن ماه به دنیا آمد و چهل و هشت سال بعد نه به مرگ طبیعی بلکه به دست خودش این کار را کرد . آیا مفهوم عمل او با تعاریف من و تو مترادف است ؟ اگر محصول زمانه و عصر کنونی بود باز هم به چنین اقدامی دست می زد؟

عصری که از هرگوشه و کنارش بوی درد بلند می شود . می توانست به کور سوی امیدی دل خوش سازد ؟ دنیا آن قدر پر از زشتی شده که رسوباتش را هم نمی توان پاک کرد .

دوستی ، محبت وعشق ، زندگی ، هنر ، و... چه شد ؟ کار همه ساختن توهمی  بود تا فکررا مشغول کند  باور داشت و ایمان آورد که در چه دنیای کثیفی زندگی می کند و سریع ترین راه را برای گریز و خلاصی منجر به نجاتی ابدی انتخاب کرد .

 و آن جا که هیچ جنبنده ای طاقت تاب آوردن ندارد هنوز کسی پیدا می شود  .با دلی پرازامید به من و  تو که با او از یک شکل و رنگ هستیم چشم دوخته است . تو از نزدیک شاهد هستی ، او را خوب دیدی ، در شبی که همه برای کار دیگری جمع شده بودند  برای سیرکردن شکمش ناچار بود خودش را به مرد غریبه بفروشد . کودکی با موی تراشیده به جای نشستن پشت میز و صندلی های نو در تلاش برای فروش بیشتر لواشک ها و آدامس های توی دستش است . آن جوان که تا چند لحظه پیش در کنارت بود . تنها دو دهه از عمر خود را گذرانده اما بی دلیل خودش را به دامان آلودگی دچارکرد و آن ها که دردنیای پر ازجنجال بر سر قدرت و ثروت و اعتبار و درجه و آبرو فارغ ازهرگونه حس انسانی جایگاه بهترین را دریافت می کنند . این ها همه روزی ازبین خواهند رفت . نمی دانند که مرگ هم  پیش روی من و هم آن ها ست .

 

 

 

با گرامیداشت بیست و هشتم بهمن روز تولد صادق هدایت .

 

من با اینکه نوشتن را با کارهای او شروع کردم اما لازم است ذکر کنم که با در نظر گرفتن جایگاهی والا و درخورشان برای شخصیت و آثار او هیچ گاه به مانند دیگران از دریچه یک بت به او نگاه نکردم.

به امید زندگی

موفق و نویسا باشید .

/ 13 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید نجفی

سلام دوست عزیز ... گرمی باد یاد او وتمامی مردان بزرگ این سرزمین .... سلام یعنی خداحافظ

فرزاد ارشادی

سلام. متن زیبات رو خوندم تا حدودی نو یاد دردهای خودم و دردنامه ی خودم(کهدر آخرین پست وبگاهم قابل مشاهدخ ست) انداخت. من می پسندم اینجور دلنوشته هارو.مرسی از دعوتت [گل]

پدر و مادر

با درود بیکران بر شما فرزند گرامی.از درگاه خداوند متعال در همه ی شئونات زندگی برای تو آرزوی موفقیت و سلامتی داریم. بدرود

مهدی آخرتی

ممنون امین جان همیشه نوشته هایت را دوست داشته ام[گل]

نیره نورالهدی

سلام سپاس برای این نوشتار اما در جایی خوانده بودم مرگ صادق هدایت مشکوک بوده است ممکن است در اثر گازگرفتگی ار بین رفته باشد روحش شاد و آرام اثارش مانا[گل]

زهراسالاری

سلام دوبیت برای حال و هوای این روزهایم دعوتید با احترام